هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش
گاهی در انتهای خار های یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت مینشاند
+نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت1:55 قبل از ظهرتوسط زهره |
|

طلوع
وقتی که دلتگ می شم و همراه تنهایی می رم، داغ دلم تازه می شه زمزمه های خوندنم وسوسه های موندم با تو هم اندازه می شه
قد هزارتا پنجره تنهایی آواز می خونم دارم با کی حرف می زنم؟ نمی دونم، نمی دونم
این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیک تره کاش می تونستم بخونم قد هزار تا پنجره
طلوع من، طلوع من وقتی غروب پر بزنه موقع رفتن منه طلوع من، طلوع من وقتی غروب پر بزنه موقع رفتن منه
حالا که دلتنگی داره رفیق تنهاییم می شه کوچه ها نارفیق شدن حالا که می خوان شب و روز به هم دیگه دروغ بگن ساعت ها هم دقیق شدن |
+نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت1:33 قبل از ظهرتوسط زهره |
اگر دشمن پیدا کردی بدان در رسیدن به هدفت موفق بوده ای
اگر روزی تهدیدت کردند بدان در برابرت ناتوانند
اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست
اگر روزی ترکت کردند بدان با تو بودن لیاقت می خواهد
+نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت2:49 بعد از ظهرتوسط زهره |
...
جایگاه ما در هیچ سرزمینی نیست٬جایگاه ما حتی در کره زمین هم نیست٬منزل حقیقی ما قلب انسان هایست که دوستشان داریم ودوستمان دارند
+نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت12:47 بعد از ظهرتوسط زهره |