تبليغاتX
تنها ترین من

تنها ترین من

باز باران....
دیروز...
باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان می خورد بر بام خانه ...
و اما امروز...
باز باران بی ترانه... باز باران با تمام بی کسی های شبانه... می خورد بر مرد تنها...می چکد بر فرش خانه...باز می آید صدای چک چک غم...باز ماتم من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده... نمی دانم...نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست؟...نمی فهمم, چرا مردم نمی فهمند که آن کودک...که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد...کجای ذلتش زیباست؟!

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت4:36 بعد از ظهرتوسط زهره |

 

 

 

وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه

همه غصه های دنیا توی سینه ی منه

توی قطره های بارون میشکنه بغض صدام

دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی خوام

پشت این پنجره میشینم و اواز می خونم

منتظر واسه رسیدنت تو بارون می مونم

زیر بارون انتظاره رنگ تازه ای داره

منم عاشقترم انگار وقتی بارون می باره

بعضی وقتا که میای سر روی شونم میزاری

تموم غصه ها رو از دل من بر میداری

اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره

وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت4:24 بعد از ظهرتوسط زهره |

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت4:9 بعد از ظهرتوسط زهره |

کداهنگ میخواهی بیاتو