تبليغاتX
تنها ترین من

تنها ترین من

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت7:31 بعد از ظهرتوسط زهره |

 

باور نکن تنهایی ات را      من در تو پنهانم تو در من

 از من به من نزدیکتر تو    از تو به تو نزدیکتر من

 دل تاب تنهایی ندارد       باور نکن تنهایی ات را

 هر جای این دنیا که باشی     من با توام تنهای تنها

 من با توام هر جا که هستی       حتی اگر با هم نباشیم

 حتی اگر یک لحظه یک روز                با هم در این عالم نباشیم

 این خانه را بگذار و بگذر                         با من بیا تا کعبه دل

 باور نکن تنهایی ات را                                  من با توام منزل به منزل...!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت7:29 بعد از ظهرتوسط زهره |

نمی دانم... شرمم می شد در چشمانت نگاه کنم. گاهگاهی باچشمان مهربونت نگاهم را روی صورتت هدایت میکردی

ولی به سرعت نگاه برجایی دیگرمی دوختم. با گوشه دیدم، لبخند را روی لبانت شکار کردم،لبخندی از روی صداقت...

می شنیدی؟! صدای تپش قلبم را؟

آنقدر بلند بود که گاهی که فقط سکوت رابطمان بود، دستم را روی سینه می گذاشتم تا کمی آرامتر احساسش را بروز دهد...

کمی آرامتر...

لرزش خفیفی در درونم حس می شد، آنقدر آرام که بی اختیار درحالی که به کمد تکیه داده بودم به آرامی نشستم.

یک لحظه سنگینی نگاه آرامش بخشت را حس کردم، بی درنگ روی صورتت خیره شدم...

و تو آنقدرزیبا نگاه میکردی که حتی پلک زدن را هم فراموش کردم، دلم می خواست نگاهت کنم...

بغضی از خوشحالی وجودم را فرا گرفت. آنچنان خوشحال که دیگرهیچ صحنه ای جز صورت مهربونت را به یاد ندارم...!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت7:18 بعد از ظهرتوسط زهره |

کداهنگ میخواهی بیاتو