تبليغاتX
تنها ترین من

تنها ترین من

تکرار می شود
هیاهوی خالی و پوچ....
من را
در حریم امن چشمانت
به آرامش برسان

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت3:56 بعد از ظهرتوسط زهره |
 
 
 
 
عریانم می کند خیالت، وقتی که هجوم می آورد بی پروا در من!
در من می پیچید صدایت بی آنکه بخواهم!
می لرزم و تمام بدنم خیس عرق می شود!
یادت مرا برهنه می کند!
ویران می شوم در نبودنت!
تنم به تمامی فرو می ریزد
برای لحظه هایی  که میدانم دگر نیستی!


همینطوری : پنجره را باز می کنم شاید نسیمی از جانب تو برسد بر ما ...!
+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت3:50 بعد از ظهرتوسط زهره |

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت3:38 بعد از ظهرتوسط زهره |

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت3:35 بعد از ظهرتوسط زهره |

صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت3:34 بعد از ظهرتوسط زهره |

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت3:33 بعد از ظهرتوسط زهره |

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت3:32 بعد از ظهرتوسط زهره |

ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت3:31 بعد از ظهرتوسط زهره |

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت3:30 بعد از ظهرتوسط زهره |

کداهنگ میخواهی بیاتو