just for u dimah!
میمیرم بی تو...
سردی نگاهو بشکن...
فاصله سزای ما نیست
تو بمون واسه همیشه
این جدایی حق ما نیست...
بودن تو آرزومه،حتی واسه یه لحظه
میمیرم بی تو...
خوندن من یه بهونست
یه سرود عاشقنست
من برات ترانه میگم
تا بدونی با هاتم...
تو خود دلیل بودنم،بی تو سحر نمیشه
میمیرم بی تو...
من عشقت رو به همه دنیا نمیدم
حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم
با تو میمیونم واسه همیشه
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک میکنم
توی تنهایی هام فقط به تو فکر میکنم
با تو میمونم واسه همیشه
اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم
واست میمیرم،جواب دنیا رو میدم
با تو میمونم واسه همیشه
با تو میمونم واسه همیشه...


جمعه ها گم می شوند ، شنبه ها بی معنا ، یکشنبه ها خالی ، دوشنبه هایم قلم خورد ، سه شنبه یعنی دلتنگی ، چهارشنبه ها حذف و پنج شنبه ها ... .
وقتی که نیستی ، نه تقویمی ورق می خورد ، نه سطری نوشته می شود ، نه حرفی گفته . فاصله را معنا می کنم .
حرفی نیست ، جز یک سلام ، یک بغل دلتنگی ، یک دنیا نا گفتنی ، یک آسمان هوس ، هزار هزار سطر ... .
گنجشک ها را می شمارم ، ضربدر صدای این قمری ها ، تقسیم بر لانه ی کلاغ ها می کنم . راستی ، این قصه ها چقدر کلاغ دارند . یا نمی دانم شاید این کلاغ ها قصه هایشان زیاد است . فرقی نیست ، آنچه هست ، یک حوض پر از آب ، یک دنیا گنجشک ، یک آسمان قمری ، یک دسته کلاغ ، یک روز ... .
ستاره ها هم جهت داشته اند و نمی دانستیم ، ماه هم حرف می زد و نمی شنیدیم ، ابرها شب ها هم بوده اند و نمی فهمیدیم . نمی دانم یا که شاید ، می دانستیم و می شنیدیم . نمی فهمیدیم اما ... . خیالی نیست ، آنچه هست ، یک شب پر از ستاره ، یک آسمان پر از ماه ، یک ماه پر از حرف ، یک حرف ... .
حرفی نماند ، نه فرقی ، نه خیالی ، نه سطری . این روزها یادم می دهند که دست چپ و راستم کدام بودند ، هستند . که طبل بزرگ زیر پای چپ چه معنا می دهد ، وقتی راست را هم گاهی باید کوبید . با زمین دوست می شوی ، ستاره ها نزدیک می شوند ، روزها بلند ، زمان معنا ، تقویم ها گم .
آنچه هست ، نه این حرف ها ، نه این فرق ها ، نه این سطر ها .
نه عشق تو نوشتنی است
نه حرف های من گفتنی .


