تبليغاتX
تنها ترین من -

تنها ترین من

کوچه های شب٬جاده های دلتنگی٬ستاره های خاموش٬آسمان پر پیچ و خم٬گم شده ام٬نوری نیست. یک شب٬یک شب تاریک٬شبی که مهتابش پشت ابر ها پنهان است و ستاره هایش خاموش٬شبی که خاطرات از پیش چشمم می گذرند و لحظه ها می آیند. لحظه های دلتنگی٬ثانیه های دلتنگی٬جاده های دلتنگی و کوچه های دلتنگی! از میان جاده های پر پیچ و خم می گذرم و به آسمان فکر می کنم. فکر می کنم تا شاید ابر های سیاه کنار بروند و مهتاب هویدا شود تا تا چهر یارم را در مهتاب نظاره کنم و همواره به یاد او باشم٬و او گم شده است٬در همهمه ی جاده ها و شلوغی آسمان ها٬آسمان های پر ستاره. ولی اکنون نه همهمه ای هست و نه شلوغی و ستاره ای. اینک فقط سکوت هست. سکوت و سکوت و سکوت... و دیگر هیچ!جاده های دلتنگی را می پیمایم. میروم و می روم و می روم. همه جا آسمان همین رنگ است. دلتنگ٬تاریک و بی ستاره. اما٬من این دلتنگی را به جان می خرم و این جاده ها را می پیمایم. شب دلتنگی و آسمان دلتنگی از آن من است."هر کجا هستم٬باشم  آسمان مال من است" شب دلتنگی را دوست دارم و نجوای شبانه اش را می پرستم و زلال آرامشش را تحسین می کنم. دوست دارم سکوت دلتنگی را و دوست دارم جاده های انتظار را. دوست دارم آرامش شبانه ی احساس شامگاهان را و ظلمت شاعرانه و دیبای مشکینش را. دوست دارم آرامش شب را و کوچه باغ انتظار را که پس از آن لحظه ی دیداری است عاشقانه. کوچه باغ های دلتنگی مثل قاصدک هایی هستند که عشق را نوید می دهند و این یعنی عاشقانه زیستن. عشق را دنبال کن٬تا به شب هنگامت نور مهتاب محبت رهنمایت باشد٬عشق را جویا باش در لا به لای گل ها و عشق را پیدا کن٬در جاده های شب و در آسمان شب. بسا شاعرانه است٬خنکای مطبوع باد های احساس. زندگی زیباست٬زندگی ضرب آهنگ عشق است در سکوت شبانگاهی و زندگی نو امیدی است٬در ژرفای ظلمت شب. پشت این تاریکی روشنی پنهان است٬و فکر کن به روشنایی ها٬روشنایی هایی که از پس لحظه ها می آیند و شمع خاموشیت را روشن می کنند. شمع دلی را که طوفان زمستان خاموش کرد٬دوباره روشن می شود و ستاره های کهکشان عشق دوباره می آیند. دیگر شب هنگام تاریک نیست. روشن است٬همچون سپیده دم. با فانوس عشق!

۱۸۷

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت7:47 بعد از ظهرتوسط زهره |

کداهنگ میخواهی بیاتو